|
سهروردي و شاگردي ابن جوزي
، جز افسانه نيست و كوشش براي واقعي نمودن اين تخيلات، چيزي بر شيخ ما
نخواهد افزود· ناشناخته عيار مردي، كه بعدها به شيخ اجل سعدي شيرازي
بدل شد، به كوي شب زنده داران شيراز مي گذشت تا به سپيده، همراه زايده
هاي كاروان ها هزليات و مضاحك مي گفت و بافته ي زندگي خود مي گشود به
شاد گويي ، شاهد بازي ، خوش باشي و لول گذراني ؛ ناگهان شبي در ميانه ي
عمر به خود آمد، چشمي بر خويش گشود و چون قصد طهارت كرد، چشمه هاي زلال
و پاكيزه ي گلستان و بوستان و غزليات از آن وجود جليل جوشيدند· خطاي
شيخ در آن بود كه بر خرد خود ايماني خالصانه داشت و گمان برده بود كه
مي تواند با خلط تصاوير و تعاريف و اشخاص، گذشته ي خويش را در مِهي كه
مي انگيزد، از چشم ها بپوشاند· شيخ دو پاره ي زندگي خود را از هم جدا
ساخت و پاره ي دوم آن را چنان آراست كه هم بدان مي شناسندش· ابزار شيخ
در اين مشاطه، كيميا و اكسير كلام اش بود كه چون جادويي جاري در خون
آدمي مي دود و انديشه ي آشنا با او را از پرداختن به شخصِ شيخ فلج مي
سازد· اينك تلاش اين نوشته، كه شيخ را به ما بازگرداند· اگر بر اين
كلام غباري از دشت سخن نشسته بيابيد، از آن است كه من نيز چون تمامي
فارسي گويان پس از سده ي هفتم، ره پوي برهنه پاي وادي فصاحت و بلاغت او
بوده ام، كه استاد ابدالاباد هر كسي است كه پارسي مي داند· قرين و غريق
رحمت حق باد
فروردين 76 |
|
گر من سخن
درشت نگویم تو نشنوی
بی جهد از
ائینه نبرد زنگ صیقلی
اين دفتر تلاش براي گشودن كلاف بي سري است كه از
گذران سعدي در روايات جاري پيچيده اند و ترديدي است در زندگي نامه ي
رسمي شيخ، كه به ترسيمي تازه از حيات او منتج مي شود· مي دانم كه
بسياري را رنجانده ام و برخي هم تيغ خواهند كشيد؛ آن سان كه در پاسخ
اشاره اي از اين كتاب، كه به صورت مقاله اي در مجله ي ايران فردا1 چاپ
شد، كسي وعده ي سنگسار حقير را به شيراز داده بود كه چندان سعدي و
قافيه نمي شناخت، تا شعر شناخته شده اي از شيخ اجل را بر تارك نوشته اش
اين گونه ننشاند2 : بزرگ اش ندانند اهل كرم (!) كه نام بزرگان به زشتي
برد و كسان ديگري از او بي مايه تر، دهن به هتاكي هاي بي بها آلودند،
كه از سر نافهمي و بي ادراكي نسبت به اشارات آن نوشته بود· شيخ اجل
صاحب و خالق آثاري است كه انتساب حتي قطعه اي از آن، موجب آوازه ي هر
گم نامي است و او، كه آن مجموعه ي كليات را به بازو مي برد، چندان
معتبراست كه تمامي صاحب نامان تاريخ ادب ما، به آرزو خواسته اند· براي
من آن شيخي كه از مقال اين كتاب بيرون مي آيد، آشناتر و ايراني تر است·
آن شيخ كه عمرش را چند دهه پيش و پس مي كشند، در كودكي آواره اش مي
كنند تا به پيري از حوزه هاي ديگر وارد شود و انديشه ي لطيف اش را حاصل
تلقين استادان عرب زباني مي دانند، كه شيخ هرگز با آنان آشنا نبوده ،
در نظرم به مرد هزار چهره ي استعاري مانندتر است· حقيقت اين است كه
احوال سعدي فرع برآثار اوست· درمقام شيخ همين بس كه بگوييم سراينده ي
بوستان وغزليات وگوينده ي گلستان است· آن زندگي نامه كه سعدي شناسان ما،
غالباً با ابداع و اختراع و امتزاج و تخيل وتجاهل و تسامح ،
براي وي ساخته اند: آن سياحت آفاق،
آن سير در نظاميه و مستنصريه، آن مريدي
|
|
|
نام و مشخصات کتاب |
مگر این پنج روزه
|
|
شابک |
|
964-6730-01-9 |
|
قیمت به ریال |
| 20/000 ریال |
|
قیمت ارسال داخلی |
| 30/000 ریال |
|
قیمت ارسال خارجی |
| 4.5 US
$ |
|
|
|